اریکسون: بازی به عنوان درمان
اریکسون با تحقیقات متعددش درباره بازی کودکان( دختر و پسر)، به این نتیجه رسید که پسران به ساختهایی علاقهمندند که ایشان را فعال کنند. در حالی که دختران به مرتب کردن ساختهای ایستا تمایل دارند.هرچند که این تعبیروتفسیر اریکسون مورد انتقاد قرار گرفته است،لکن هنوز هم جنبه درمانی بازی مورد توجه است. کودک ضمن بازی می تواند افکار و خواستههایش را منعکس و بیان کند و درمانگر می تواند با توجه به نوع و کیفیت بازیهای کودکان، مسایل او را دریابد و به کاهش تنش او کمک کند.(همان منبع)
پیاژه: بازی برای درونسازی و تحکیم
در نظریه رشد و تکامل پیاژه، بازی از جمله اصول پایه برجسته نظریه او از مراحل رشد شناختی است.به نظر پیاژه انطباق از تاثیر متقابل( فعل و انفعال) درونسازی و برونسازی ناشی می شود.کودک در فرایند درونسازی تجربهها را در طرحواره یا روان موجود ادغام و یکی می کند و روشی که برای این امر به کار میبرد به مرحله رشد شناختی وی بستگی دارد. مثلا کودکان در مرحله حرکتی،بازیهایی را تمرین میکنند که با فعالیتهای بدنی رضایتبخش همراهند. در سطح پیشعملیاتی به تدریج از بازیهای عملی به بازی های نمادی منتقل میشوند.به این ترتیب کودک می تواند محیط طبیعی را به شکل نماد درآورد و سرانجام به بازیهای وانمودی برسد که به نظر بعضی از روانشناسان،این مرحله با زمان ورود به مدرسه هماهنگ است.(همان منبع)
انواع بازی کودکان:
بازیهای آموزشی:
هرگاه بازی برای کسب اطلاعات جدید یا یادگرفتن موضوعی انجام شود به آن ” بازی آموزشی” میگوییم. به عبارتی در بازیهای آموزشی بازیکنان یا یادگیرندگان، فعالیتهای بازی را برای رسیدن به هدفی(یادگیری موضوع مورد نظر) انجام می دهند. ستره و قلمرو این نوع بازیها بسیار وسیع بوده و برای یادگیری در زمینه موضوعات مختلف می توانند به کار برده شوند.(نوروزی و دهقان زاده،۱۳۹۱)
بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک میباشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظراست، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی میتوان از بازیهای دستی مثل پازل را نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار با اهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با اینکه هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن باید حفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آنرا خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیر تحمیلی به سوی آموزش است.(خزاعی و خزاعی،۸۰،۱۳۹۲)
-
- مزایای بازیهای آموزشی:
-
- یادگیری مبتنی بر بازی، جذاب و تعاملی است و به شدت افراد را درگیر می کند و تغییرات نگرشی و رفتاری عمدهای در یادگیرنده ایجاد می کند.
-
- مثالها و سناریوهای عملی در یک محیط نمادین از دنیای واقعی ارائه می شود
-
- به خوبی از مسیر یادگیری فرد یا گروه و پیشرفت آن پشتیبانی می نماید.
-
- چالشهای متنوع و متفاوت، امکان تکامل و بهبود عملکرد افراد را فراهم میآورد.
-
- به دلیل طبیعت غیر خطی و انعطافپذیری ذاتی، یادگیری به یک فرایند تحت کنترل فرد در هر زمان و مکان تبدیل می شود.
-
- بازیهای واقعی و شبیهسازها، یادگیری را به فرایندی لذتبخش و مفرح تبدیل میکنند.
- بازیها، محیطی امن هستند که امکان خطا را برای فرد و گروه یادگیرنده فراهم میسازند.( ولایتی و رمضانی، ۱۳۸۹)
بازیهای جسمی
بازیهای جسمی از قدیمیترین بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیروی (انرژی) اضافی بدن خود و با رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص میدهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هردوی آنها انجام گیرند.(خزاعی و خزاعی،۷۲،۱۳۹۲)
بازیهای تقلیدی:
غریزه تقلید یکی از غریزههای نیرومند و ریشهدار در انسان است. به برکت وجود همین غریزه است که کودک بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت،غذا خوردن،لباس پوشیدن،طرز سخن گفتن،ادای کلمات و جملهها را از پدر و مادر و دیگر معاشران فرامیگیرد و به کارمیبندد. انسان در سراسر عمر، کم و بیش، از دیگران تقلید می کند؛ اما در فاصله یک تا پنج سالگی از این قوه بهره بیشتری میگیرد.
کودکان تقلید را ابتدا از پدر و مادر خود آغاز میکنند؛ که به تقلید اکثر فعالیتهای پدر و مادر خود در خانه میپردازند. و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورند. پسران کارها و مشاغلی را تقلید میکنند که بیشتر مربوط به مردان است و دختران علاقهمندند که فعالیتهای مربوط به مادران را تکرار کنند. مثلا پسرها دوست دارند نقش بنا،دستفروش، مغازهدار،راننده،پزشک،خلبان،پلیس و… را بازی کنند، در حالی که دخترها ذوق فراوان دارند که در نقش مادر و پرستار، کارهایی از قبیل تمییز کردن خانه، آشپزی، شستشو و اتو کردن لباسها و غیره را به صورت بازی انجام دهند. در دوران دبستان بیشتر تقش مربیان و معلمان را ایفا میکنند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک میشوند، الگوی رفتاری آنها نیز تغییر مییابد. از سنین کودک(نوجوان) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک، دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی همخوانی با گروه های اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.(همان منبع)
این دسته از بازیها معمولا در دوران کودکی بیشتر رواج دارد. کودک وقتی به محیط پیرامون خود نگاه می کند، درمییابد که افراد موجود در محیط زندگی او، هریک به ایفای نقش خود مشغولند. کودک با این دریافت، کنجکاو می شود که نقش هریک از آنه ها را بررسی کرده و بازی کند. به این طریق کودک خود را به جای افراد مختلف گذاشته و رفتارهای آنها را به نمایش می گذارد. برای مثال در دوران کودکی بسیار دیده می شود که یکی از بچهها نقش دکتر را بازی می کند و یک یا چند نفر دیگر نیز نقش مریض را ایفا میکنند. همچنین وقتی کودکی نقش معلمی را بازی می کند و یکی از دوستان خود را به پای تخته فرا میخواند و از او سوال میپرسد نیز در این دسته از بازیها قرار میگیرد.(نوروزی و دهقان زاده،۱۳۹۱)