۲-۲۰- اهمیت یادگیری مهارت های ارتباطی
در دنیای امروز تبدیل هیجان های بنیادی به مسئله گشایی سازنده، و نه جنگ و گریز مسئله اصلی ماست. اندیشه و زبان به بشر امکان داده است با مسائل و مشکلات به نحو سازنده ای برخورد کند، عواطف و احساساتش را شناسایی، متمایز و بازسازی نماید و با همنوع خود برای حل اختلاف، همکاری و درک متقابل به گفتگو بپردازد. یادگیری روش های مؤثر گفتگو و ارتباط برقرار کردن از چهار بعد اهمیت دارد:برخی از افراد و مشاغل هستند که نحوه ارتباط برقرار کردن در آن ها اهمیت خاصی دارد (مدیران، پزشکان، معلمان و تجار). مهارت این افراد در برقراری ارتباطات اثربخش در نحوه عملکرد آن ها اثر مستقیمی دارد. ناتوانی در برقراری ارتباط سازنده، یکی از مؤلفه های اساسی اختلالات و ناراحتی های روانی است.موفقیت هر فردی در زندگی در قلب رسیدن به اهدافی معنا مییابد که در امور شغلی، اجتماعی، خانوادگی و شخصی خود تعیین کردهاست. یکی از لوازم موفقیت در مفهوم کلی به توانایی فرد بر قراری ارتباطات اثربخش و کارامد بستگی دارد.ارتباط تنها بعدی بیرونی و اجتماعی ندارد، ارتباط با خود نیز یکی از اموری است که نیازمند توجه و یادگیری است. از این روی یادگیری این که چطور به نحو سازنده ای با خودمان ارتباط برقرار کنیم، یکی از ابعاد مهم آموزش مهارت های ارتباطی و در واقع زیر بنای ارتباطات دیگر است (محسنیان راد، ۱۳۸۰).
ارتباط انسان ها، سنگ بنای جامعه انسانی است و بدون آن هرگز، فرهنگ به عنوان خصیصه ی جامعه انسانی پدید نمی آمد. از جانب دیگر، گسترش ارتباطات الکترونیک، جامعه را چنان از جوامع پیشین، متمایز ساخته است که برخی عصر نو را «عصر ارتباطات» مینامند. اهمیت ارتباط را نه تنها با شاخص فقدان ارتباط و آثار آن می توان سنجید، بلکه از طریق آثار و عوارضی که در ارتباط انسانی پدید میآید، نیز می توان دید. شاید فلسفه «صله رحم» در دین اسلام نیز همین باشد. با بیرون کشیدن فرد از تنهایی می توان او را به زندگی امیدوار ساخت و موجبات فراموشی بسیاری از ابتلائات او را فراهم نمود. از این روست که تأکید مکرر دین مبین اسلام بر این است که «به ریسمان خداوند در آویزید و از پراکندگی بپرهیزید» (سجادی پور، ۱۳۸۶).
۲- ۲۱- مؤثر نبودن بیشتر ارتباط ها
با وجود آنکه ارتباط بین فردی جزو بزرگترین پیشرفت های بشر به شمار میآید، اما انسان های معمولی قادر به برقراری یک ارتباط خوب و مؤثر نیستند. یکی از جنبههای طنز آمیز تمدن نوین آن است که اگر چه توسط ابزارهای مکانیکی ارتباط، از آخرین مرزهای دست یافتنی تخیل نیز گذشته است، اما غالب مردم برقراری ارتباط رویارویی را کاری دشوار مییابند. در عصر عجایب فن آوری، ما میتوانیم به ماه پیام بفرستیم و فضا پیماهای پژوهشی را بر سطح مریخ بنشانیم. اما برقراری رابطه با کسانی که دوستشان داریم را دشوار می یابیم. من به نحوی فزاینده از عدم کفایت بیشتر ارتباط ها {بشری} آگاه شده ام. در جامعه ما افراد به ندرت دیگران را در مسائل واقعی خود سهیم میکنند. هرقدر احساسات دردناک تر، خجالت آورتر و ناگوارتر باشد افشا کردن آن ها حساس تر، شکننده تر خواهد بود. بر همین مقیاس، این نکنه نیز بسیار نادر است که افراد برای درک واقعی آنچه طرف مقابل میگوید با اشتیاق به او گوش فرا دهند. گاهی اوقات هنگامی که دوستشان صحبت میکند. تظاهر به گوش کردن میکنند اما در واقع، فقط درجا میزنند و به تنظیم مطلبی که به محض یافتن راهی برای آغاز صحبت بیان کنند. ارتباط ناموثر موجب فاصله بین فردی عمیق میگردد که در همه جنبههای زندگی و همه بخش های جامعه تجربه می شود پیامد فروپاشی ارتباط در اغلب مواد تنهایی، مشکلات خانوادگی، عدم صلاحیت و نارضایتی شغلی، فشار روانی، بیماری جسمی و حتی مر کخواهد بود. علاوه بر ناامیدی و اندوه ناشی از آن، در حال حاضر شکاف بین فردی نیز یکی از مسائل عمده اجتماعی در جامعه غمگین به شمار می رود(تی وود، جولیا؛ترجمه مهرداد فیروزبخت،۱۳۸۰)
۲- ۲۲- موانع ارتباطی
متخصصان ارتباطات بین فردی، مانند «کارل راجرز، ریونل هووه[۵۱]، هایم گینوت و جک گیپ[۵۲]» پاسخ هایی را که باعث توقف گفتگو میشوند، مشخص کردهاند. «توماس گوردون»، فهرست جامعی ارائه کردهاست که آن را دوازده باز دارنده پلید ارتباط می نامد. این پاسخ های نامطلوب عبارتند از: (شفیع آبادی ،۱۳۸۷)
-
- انتقاد[۵۳]: انتقاد یکی از موانع مربوط به قضاوت است. بسیاری از افراد احساس میکنند اگر عیب جو و منتقد نباشند، افراد دیگر هرگز پیشرفت نمی کنند. والدین فکر میکنند که به قضاوت در مورد کودکانشان نیاز دارند و گرنه آن ها به افراد بزرگسال و سخت کوش و با تربیت تبدیل نخواهند شد. معلمان معتقدند اگر از دانش آموزان انتقاد کنند، آنان هرگز درس را یاد نخواهند گرفت. مشاهده تعامل فرد با دیگران در تشخیص اینکه چه قدر انتقاد کننده هستند، بسیار ارزشمند است.
-
- نام گذاری و برچسب زدن: نام گذاری و برچسب زدن، هم برای گیرنده پیام، اشاراتی منفی دارد. برچسب زدن فرد را از شناخت خود و فرد دیگر محروم میسازد.
-
- تشخیص گذاری[۵۴]: تشخیص گذاری نوعی برچسب زدن است که در طول قرن ها، بشر را دچار مشکل کردهاست. برخی افراد به جای گوش دادن به محتوای گفته های فرد دیگر، نقش بازرس هیجان ها و عواطف را بازی میکنند و در جستجوی انگیزه های پنهان، عقده های روان شناختی و مانند این ها میباشند(شفیع آبادی ،۱۳۸۷)
-
- ستایش همراه با ارزیابی[۵۵]: قضاوت مثبت در مورد شخص دیگر و اعمال و نگرش های او، ستایش اغلب به عنوان شعاری پوچ، برای وادار کردن مردم به تغییر رفتارهایشان به کار می رود. حتی وقتی که ستایش با نیت گول زدن طرف مقابل به کار نمی رود، باز هم اثرات زیان بخشی به همراه دارد.
-
- دستور دادن[۵۶]: راه حلی است که به شکلی زورگویانه ارائه می شود و با زور مورد حمایت قرار میگیرد. هرگاه از زورگویی استفاده شود، مردم اغلب آزرده خاطر شده و به مخالفت با زورگو بر می خیزند که ممکن است نتیجه آن اخلال و خرابکاری باشد. افرادی که پیوسته دستوراتی را دریافت میکنند، ممکن است بسیار مطیع یا فرمانبردار شوند، اما دستورات اغلب به طور ضمنی اشاره میکنند که قضاوت فرد دیگر، نادرست است و در نتیجه باعث کاهش عزت نفس میشوند(شفیع آبادی ،۱۳۸۷)
-
- تهدید[۵۷]: تهدید دستوری است که با تأکید بر این نکته ارائه می شود که اگر راه حل پیشنهادی اجرا نگردد، تنبیه در پی خواهد داشت. تهدیدها دارای همان پیامدهای منفی دستور میباشند.
-
- اخلاقی سازی[۵۸]: بعضی افراد عاشق آن هستند که بر گرد راه حل های پیشنهادی خود به دیگران، هاله ای بکشند. آنان می کوشند با نیروی اقتدار اجتماعی، اخلاقی و مذهبی از عقاید خود دفاع کنند. اخلاقی سازی، خود اقدامی غیراخلاقی و ناامید کننده است. اخلاقی سازی باعث افزایش اضطراب می شود، رنجش و آزردگی خاطر به وجود می آورد. بیان صادقانه وضع خود را دشوار میسازد و بهانه تراشی و عذر آوردن را موجب می شود.